index

حرف های احسان علیخانی درباره «امپراطور»

رفاقت احسان علیخانی و مهدی یراحی آنقدر عمیق است که هر دو با شوق و ذوق خاصی درباره هم حرف می زنند. برای همین بود که وقتی از علیخانی خواستیم درباره آلبوم جدید دوستش نظر بدهد با وجود دغدغه ها و درگیری های فراوانش پذیرفت و توانستیم تلفنی در این باره گپ کوتاهی داشته باشیم. در آخر هم به او یادآوری کردیم که حتما باید بنشینیم و مفصل درباره این روزهایش حرف بزنیم که استقبال کرد و قول چند هفته دیگر را داد که با یک اتفاق ویژه همراهش می شویم. حرف های احسان علیخانی را درباره «امپراطور» با حذف سوالات ما در ادامه می خوانید:

* «امپراطور» ماحصل جمع شدن یک دهه زندگی مهدی یراحی است، نه به معنای اینکه یک دهه است که دارد روی این آلبوم کار می کند. از این نظر می گویم که همه فراز و نشیب هایی که او گذرانده، همه تلخ و شیرین کامی ها او را به یک شعور و شهودی راسنهده که در این آلبوم سرریز شده. این شعور ازت انتخاب اشعار شروع می شود و به تقسیم کردن آهنگسازی و حتی تنظیم قطعه ها با هنرمندانی که در کارشان شاخص هستند می رسد و در نهایت می بینیم که سلیقه موسیقایی آدم های برجسته در تک تک قطعات لحاظ شده.

به نظرم برای آین آلبوم ذائقه و قرایح مختلفی کنار هم جمع شده تا از آن «امپراطور» متولد شو. اتین نشان می دهد که مهدی خیلی پخته تر شده، من خودماحساس می کنم «امپراطور» در مقایسه با آلبوم «منو رها کن» هم بالغ تر است هم آگاه تر به نظر می رسد؛ هم عاقل تر حرف می زند و هم فهمش از اجتماع بیشتر است.

* اینکه مهدی از نام من در آلبومش یاد کرده لطف او را می رساند چون من کار خاصی نکردم. من همیشه گفتم که نه تخصصی در موسیقی دارم و نه داعیه ای. یک مخاطبم که شاید کمی جدی تر از باقی آدم ها موسیقی را دنبال می کنم حتی مخاطب تخصصی هم نیستم اما یک پله بالاتر از مخاطبانی ایستادم که به صورت عادی این فضا را دنبال می کنند و دلیلش هم حتما این است که برنامه ساختم و در برنامه هایم همیشه سعی کردم ترانه هایی شنیده شود که جریانساز باشد.

من با مهدی هر موقع کارهایش تمام می شد درباره ملودی، اشعار و فضایی که آن ترانه داشت حرف می زدیم. جدای از زبان مشترکی که داریم احتمالا او از من به این خاطر مشورت می گیرد که در رسانه ام و سلیقه مردم را کمی بهتر می شناسم. با مردم نفس به نفس بودم و به سلایق و علایقشان تا حدودی آگاهم اما در کل تصور می کنم نام خیلی از افراد در این آلبوم باشد که نقش بسیار جدی در تولید «امپراطور» داشتندواین از مهربانی مهدی است که نام من را هم در اثرش درج کرده.

من جزو کسانی هستم که وقتی مهدی شاد می خواند زیاد درکش نمی کنم. شاید جزو معدود اختلاف سلایقی که من با او دارم هم همیشه همین موضوع است. من جنس و اتمسفر کارهایش از شعر و ملودی گرفته تا آهنگسازی و صدا، عاشقانه می دانم و حتی می توانم او را در فضای ترانه های اجتماعی هم تصور کنم اما شاد نه. انگار این لباس را به تن مهدی زیاد نمی پسندم. اصراری هم ندارم که بگویم حرف من درست است و این تنها یک اختلاف سلیقه است. اتفاقا مهدی دلایل قانع کننده ای برای این کارش دارد. بالاخره او مخاطبانش را خیلی بهتر از من می شناسد و شاید مخاطب مهدی یراحی هم یک جاهایی دوست داشته باشد که خواننده مورد علاقه اش با این حس و حال بخواند.این یک نگاه است که من از سر خودخواهی آن را بیان می کنم. من به خاطر خودم این فضای او را دوست دارم اما او با نفس و حس مخاطب عامش هم باید پیش برود نه فقط سلیقه یک عده خاص.

* به نظرم قطعه «میراث» فوق العاده است، «فراموشی» را بی اندازه دوست دارم، «زمستون» را هم همینطور. منهای تیتراژهای ماه عسل که در این آلبوم هست و بین ما متولد شه و من حساسیت و تعصب زیادی به آن دارم. این قطعه هایی که گفتم را خیلی دوست دارم. قطعه «امپراطور» هم نباید از قلم بیفتد که مهدی اینجا هم آهنگساز است و هم تنظیم کننده و یک کارگردانی برای این قطعه کرده و به نظرم این ترک امتیاز آلبوم است.

 

* مهدی یراحی امتیازی داردو آن این است که شعر را خیلی خوب می فهمد. اول ترانه را می فهمد و با آن زندگی می کند، بعد برای رساندنش به گوش مخاطب ملودی می سازد که دقیقا حس شعر به مخاطب القا شود و در این پروسه محتوای ترانه را مخدوش و قربانی نمی کند.

 

* من موافق نقد قطعه «با هم نبودیم» نیستم به این خاطر که هنرمند ما اگر یادش برود رسالت به یاد اجتماع بودن را دارد که هنرمند نیست و یک آدم خنثی است. این تحسین برانگیز است که مهدی ماجرای عاشقانه تلخی را در آلبومش روایت می کند که مبتلا به زیادی در اجتماع دارد. من موافق نقد این قطعه نیستم اما این را هم باید بگویم که موسیقی به شدت سلیقه ای است و ممکن است از کاری که من حاضر نیستم لحظه ای به آن گوش بدهم شما لذت می بری و بالعکس. هر کسی با احوالات خودش مخاطب یک قطعه می شود و طبیعی است که موافق و مخالفان زیادی داشته باشد. این ذات هنر است و نمونه اش را در نقاشی، عرصه تصویر، ادبیات و … هم می بینیم. بنابراین به خاظر نظرمان به کسی و اثری مارک نزنیم. نظرمان را بگوییم و بعد خداحافظ

 

 

من یک درصد از آدم ها را خیلی دوست دارم، آدم هایی که بدون دلیل فلسفی می خندند و گریه می کنند و از رویدادهای دور و برشان به سادگی نمی گذرند. من مهدی را به خاطر سادگی، قلب بزرگش، به خاطر خانواده ای که در آ« بزرگ شده، به خاطر آرمان هایی که دارد و اصولی که به آن پایبند است، دوست دارم. از همه اینها فراتر این است که تو می توانی روی او حساب کنی. می دانی که اگر دست تعهد و دوستی به تو بدهد تا مادامی که دستش قطع نشود پایت می ایستد. این خصوصیت در این روزگار می تواند یک آدمی را خیلی خاص و جدا کند


 فک نمیکنی بهتره این پست رو به اشتراک بزاری ؟؟؟!! sharing   اشتراک در پلاس   اشتراک در توییتر   اشتراک در فیس بوک   اشتراک در فیس نما   اشتراک در آزادگی   اشتراک در کلوب   اشتراک در stumbleupon   اشتراک در دیگ   اشتراک در دلیکیوس   اشتراک در بوکمارک گوگل   اشتراک در گوگل ریدر   اشتراک در دنباله   اشتراک در گوگل باز   اشتراک در فرند فید   اشتراک در دلشکسته

گالری تصاویر

مد و دکوراسیون

نظرات


منتظر نظر شما هستیم !


+ پنج = 9