های-عاشقانه-5

خاطره یعنی گذشته ، نگذشته !!!

*********

به من مجوز چاپ نمیدهند !
میگویند داستانی که نوشته ای قابل باور نیست ؛ اما من فقط خاطراتم را نوشته بودم !

*********

کوتاه میگویم “دوستت دارم

اما

از دوست داشتنت کوتاه نمی آیم . . .

*********

نوار قلب خاطرات من پر از خط های صافی ست که بی نام تو جان ندارند …

*********

نمیدانم می دانی یا نه ؟

لحظه تولد من به زمانی بر میگردد که برای اولین بار بهم گفتی

دوستت دارم

*********

فرقی نداره حکم چی باشه رفیق ، شما همیشه لازمی . . .

*********

ای دوست کجایی که دلم یاد تو کرده

بی تو دل من خاطره اش نیز پر درده

با هرقدمی یادتو کردم لب ساحل

ای دوست کجایی که قدمها همه فرده !

*********

پابه پایم که نیامدى

دست در دستم که نگذاشتى

سر به سرم هم نگذار

قولش رابه بیابان داده ام . . .

*********

هر کسی برای خودش خیابانی دارد ، کوچه ای ، کافی شاپی و شاید عطری که بعد از سالها خاطراتش گلویش را چنگ میزند …

*********

عشق یعنی:

یکی بود

یکی نابود . . .

*********

شاید واسه ی من و تو فردایی نباشد

ولی من هنوز به همون دیروزی دلخوشم که لحظه هایم را با تو گذراندم . . .

*********

هرچه یادت را میکارم ، خاطراتت سبز می شوند !

*********

حمل سلاح سرد عمل مجرمانه شناخته شده

به خاطر خودت هم که شده، آن نگاه‌ها را غلاف کن !

*********

عاشقی یعنی بعد از دو ساعت اس ام اس بازی با عشقت

شب که دلتنگش میشی دوباره میشینی همون اس ام اسای تکراری رو میخونی !

*********

جور میکند خدا در و تخته را با هم آنطور که تو و مرا …
تو خاطره ساز و من خاطره باز !

*********

تا لود شود آرزو می کنم … کاش تو باشی …

سکوت می کنم ، آرزوی بی جایی بود !

*********

تقصیر از من است ، آن زمان که گفتی قول بده همیشه کنارم بمانی یادم رفت بپرسم کنار خودت یا خاطره هایت ؟؟؟

*********

میروم تا در آغوش خاک قرار گیرم و تمام خاطراتمان را به خاک بسپارم چون دیگر بعد تو پناهی بهتر از آغوش خاک ندارم !

*********

بودم !

دیدم با دیگری شادتری

رفتم

*********

عابرانی که از کنارم می گذرند مست عطر تنم می شوند و نامش را که می پرسند دلم می لرزد ؛ چگونه بگویم خاطرات توست ؟!

*********

نبود … پیدا شد … آشنا شد … دوست شد … مهر شد … گرم شد

عشق شد … یار شد … تار شد … بد شد … رد شد … سرد شد

غم شد … بغض شد … اشک شد … آه شد … دور شد … گم شد

تمام شد . . .

*********

آقای شهردار بگویید اینقدرعوض نکنند رنگ و روی این شهرِ لعنتی را …
این پیاده رو ها ، میدان ها ، رنگ و روی دیوار ها …
خاطراتم دارند از بین می روند !

*********

بعضیها

بهتر است در حد یک آرزو بمانند …

برآورده شدنشان …

به بهای شکستن دلت تمام میشود . . .

*********

خوش به حال خدا که “لحظه به لحظه” با توست

و “من” همیشه درباره ی “تو” با “او” حرف میزنم . . .

*********

آهای خاطرات ؛ اگر میدانستم روزی طناب دارم خواهید شد هیچوقت نمی ساختمتان !

*********

چه یکی باشد چه صدتا ، خوب که باشد دمار از روزگارت درمیاورد …
خاطرات را میگویم !

*********

گاه خاطرات خنده دار ، ساده ترین بهانه برای گریستن میشوند …

*********

روی برگ های خاطرات نوشتم دلتنگم …
پائیز شد و خاطرات رنگشون زرد شد و از شاخه های دلتنگی روی سنگفرش آرزوها ریختن تا زیر پای غرور و بی محبتی له بشن …


 فک نمیکنی بهتره این پست رو به اشتراک بزاری ؟؟؟!! sharing   اشتراک در پلاس   اشتراک در توییتر   اشتراک در فیس بوک   اشتراک در فیس نما   اشتراک در آزادگی   اشتراک در کلوب   اشتراک در stumbleupon   اشتراک در دیگ   اشتراک در دلیکیوس   اشتراک در بوکمارک گوگل   اشتراک در گوگل ریدر   اشتراک در دنباله   اشتراک در گوگل باز   اشتراک در فرند فید   اشتراک در دلشکسته

گالری تصاویر

مد و دکوراسیون

نظرات


منتظر نظر شما هستیم !


5 − = صفر